5. کانال آخر، ابزار هنری است که شامل فیلم های سینمایی، کارتون، انیمیشن، بازی رایانه ای است. این دسته از قالب های هنری که محصولات معناگرا نام دارند قادرند هیجان، عاطفه و احساسات هواداران خود را جهت داده و قوای روحی آن ها را در مسیر تعلیمات خویش بکارگیرند.
آن چه در این بین قابل توجه است همراهی مخاطبان با محصولات هنری است. بالاترین میزان همراهی و همدلی در فیلم های سینمایی اتفاق می افتد و سینما از نظر گسترۀ و عمق تأثیرگذاری، ظرفیت فوق العاده ای دارد. بیننده با وجود این که می داند نورپردازی، شخصیت ها و صحنه ها همه ساختگی و به عبارت صریح تر بازی و دروغ اند، باز قوای احساسی خود را همراه نموده و همدلانه به تماشای فیلم می نشیند. مخاطب یک فیلم به صورت ارادی تصمیم می گیرد که قوه فکر و اندیشۀ خود را موقتا تعطیل کند و به ضمیر خود بقبولاند که آن چه می بیند همه واقعیت اند و هیچ توهم و تخیلی در کار نیست؛ این در حالی است که بیننده ممکن است بسیاری از شخصیت های یک فیلم را با گذشتۀ آن ها و جزئیات زندگی شان دقیقا بشناسد؛ اما تصمیم می گیرد که تمام نقش هایی را که بازیگران به عهده گرفته اند همه را واقعی فرض کند و قوای معنوی و احساسی خود را برای درک این نقش با فیلم همراه کند؛ به گونه ای که گاهی هنگام تماشای یک فیلم به خشم می آید یا به گریه می افتد. از این جهت، نسبتی که انسان ها با محصولات هنری بخصوص سینما برقرار می کنند نسبت عجیبی است؛ چرا که انسان های عاقل تصمیم می گیرند به خود دروغ گفته و با هم ذات پنداری، خود را جزئی از یک اثر هنری فرض کنند. به عبارت دقیق تر، اعتباری را که فیلم نامه نویس و کارگردان به بازیگر داده اند مخاطب آن را جدی فرض می کند. در این حالت، بیننده در حقیقت به قوۀ عاقلۀ خود خطاب می کند که قضاوت نکن! داوری ممنوع!
از این رو گفته می شود که سینما دیکتاتورِ دنیای مجازی است، یعنی به صورت یک طرفه پیام خود را به بیننده القا می کند و بیننده هم آن را دریافت کرده و می پذیرد و مخاطبین خودخواسته هیپنوتیزم می شوند.
امروزه کمتر معنویتی را می توان یافت که از این ظرفیت در حد توان استفاده نکند. در این میان آیین هایی که با سیاست های حاکم بر هالیوود هم سو هستند از این امکان بهرۀ بیشتری دارند. از شیطان پرستی گرفته تا مکاتب شرق آسیا در هالیوود به عنوان آیین های معنوی و روحی تبلیغ و ترویج می شوند. مثلا شخص مکتب دالایی لاما و هم مکتب وی (بودیسم)، تاکنون دستاویز دسته ای از آثار هنری در سینماهای غرب و هالیوود ـ هم چون مجموعه های بودای کوچک، 2012 و آخرین کنترل کننده باد، لبه تیغ و ای کیوسان و ده ها محصول دیگر ـ قرار گرفته است. یا در باب آموزه های شیطان پرستی فيلم هايي از قبيل کودک رزماری، دروازۀ نهم، گابریل، جن گير، طالع نحس (3،2،1) و ارباب حلقهها و هري پاتر تولید شده است، تازه این غیر از فیلم هایی است که فرقۀ شیطان پرستی خود اقدام به توليد آن کرده است مانند فيلمهاي باران شيطاني(1975) ، دكتر دراكولا (1981) ،گفت وگوي شيطان(1995) و مجموعۀ تلويزيوني شيطان در حومۀ شهر(2000) كه گاهی افراد شاخصی همچون آنتوان لاوي (بنيانگذار فرقۀ سيتنيسم) و پيترگيلمور (مسئول كنوني كليساي شيطان) در آنها به ايفاي نقش پرداختهاند.
منبع:http://nozohor.porsemani.ir
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۵ساعت 22:21  توسط فاطمه نجفی |
برچسب:
نویسنده: متین صالحپور